خرید بک لینک
تهمتِ هرچه گناهی که ندارم بزنید
پای سقفِ آرزو رفته به دارم بزنید

دودِ من تلخ ترین دودِ جهان است اگر
لایِ یک برگه بمانید و سیگارم بزنید

چشمِمن روزیاگرخانهی خوشبختیدید
هی بیایید و ازین خانه کنارم بزنید

من اگر هر طرفی بازی کنم می بازم
پس بیایید و رقیبانه قمارم بزنید

وقتی خاکستر بی رنگِ جهانم،سوگند
گَردی از من به گذرگاهِ نگارم بزنید!

بیگناهم، همه جا گوش به گوش دیگری
تهمت هرچه گناهی که ندارم بزنید

رشاد

برچسب: نویسنده: یاسین زمانی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 5:27

وقت باریدن یک عشق جهان تر بشود
شیشهی غصهی ما کاش مکدّر بشود...!

باد و طوفانیبیاید به سر دشت جنون
و سراب غمِ من کاش که آخر بشود

کاش می شد که فقط بار دیگر میدیدم
جام لبخند تو با خندهی من سر بشود

تو همان سقف بلندی و تهِ خانه منم
کاش سقف و تهِ این خانه برابر بشود

تا بیایی تو در آغوش همان خاطره ها
عشق و مستی و جنون باز سراسر بشود

آه... یادم نرود پای همان خاطره ات
بسرایم غزلِ موی تو را گر بشود....

رشاد

برچسب: نویسنده: یاسین زمانی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 5:27

من ز تکرار مسیر و پِلّه ها خسته شدم
بخدا من که ازین فاصله ها خسته شدم

در رهِ دشت جنون قافله ها بسیارند
من به جای همهی قافله ها خسته شدم

هرکه ما را به توانِ دل خود می سنجد
دیگر از سنجش این گالیله ها خسته شدم

زندگی، پیر، جوان، مرحله های دیگری..
من ازین مرحله ها مرحله ها خسته شدم

بروید پیش منِ غمزده حرفی نزنید
گِله ها از گله ها از گله ها خسته شدم

ابتدای پلّه ام مقصد پیروزی کجاست!
بخدا من که ازین فاصله ها خسته شدم

رشاد

برچسب: نویسنده: یاسین زمانی تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 5:27

آزاده دلی که در کمین افتادم
در صید نگاهش اینچنین افتادم
دیری نگذشت و من ز چشمش ناگه
چون قطرهی اشکی بر زمین افتادم

رشاد

برچسب: نویسنده: یاسین زمانی تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 11:45

صفحه بندی